الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
648
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ - 5 / احزاب ) فلانٌ رفيعُ العِمَادِ : هنگامى كه به او اعتماد شود و با ارزش و رفيع است . عُمْدَة : هر چيزى از مال و غير از مال كه مورد اعتماد شود ، جمعش - عُمُد - است ، در آيه : ( فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ - 9 / همزه ) كه به صورت ( في عُمُد ) نيز خوانده شده . عَمِيد : شخص بزرگى كه مردم به او اعتماد مىكنند و نيز - عَمِيد ، دلى كه حزن و اندوه ، آن را فرا گرفته و بيمارى ، كه مبتلا به درد مىشود . عَمَدَ : از حزن و اندوه يا خشم و بيمارى دردمند شد . عَمِدَ البعيرُ : شتر از درد زخم پشتش رنجور شد . عمر : العِمَارَة : آبادانى ، نقيض آن خرابى است . عَمَرَ أرضَهُ يَعْمُرُهَا عِمَارَة : زمينش را به خوبى آباد كرد ، در آيه گفت : ( وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ - 19 / توبه ) . ( وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها - 9 / روم ) « 1 » ( وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ - 4 / طور ) أَعْمَرْتُهُ الأرضَ و اسْتَعْمَرْتُهُ : وقتى است كه زمين را آباد كنى و عمران را به او برسانى ، گفت : ( وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها - 61 / هود ) ( در آنجا آبادانى را به شما واگذار كرد ) . عَمْر و عُمُر : اسمى است براى موقع سلامتى بدن بوسيلهء حيات و زندگى كه غير از مفهوم بقاست اگر گفته شود - طال عُمُرُهُ : به وجهى معنايش سلامتى بدن است و اگر گفته شود - طال بقاؤه - اقتضاء آن معنى را ندارد يعنى ( معنى سلامتى ) زيرا - بقاء - ضدّ فناء - است و براى فضيلت و برترى بقاء بر عمر ، خداى تعالى با واژه - باقى - توصيف شده است و كمتر با - عمر - وصف شده .
--> ( 1 ) امّتهاى گذشته زمين را بيشتر از اينها آباد كردند .